حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

1971

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بفكر نعش او افتادند و آن را بوسيله كلدانيها و مصريها بلسان كردند . بعد بطلميوس نعش را به منفيس پاى تخت مصر برد و پس از چند سال آن را به اسكندريّه حمل كرده به خاك سپرد . بى اثر گذاردن نقشه‌هاى اسكندر بالاتر ( صفحهء 1891 ) گفته شد ، كه اسكندر كراتر را مأمور كرد ده هزار نفر سرباز سالخورده و مجرّب مقدونى را باوطانشان برگرداند . اين سردار مأموريت‌هاى ديگرى نيز داشت ، ولى پس از فوت اسكندر ، زمانيكه كراتر در كيليكيّه بود ، پرديكّاس در يادداشتهاى اسكندر مطالعه كرده ديد ، كه مخارج دفن هفس تيون براى خزانه خيلى گران تمام شده و انجام دادن امورى ، كه به عهده كراتر محوّل گشته ، مخارج زياد بخزانه تحميل خواهد كرد . اين بود ، كه خواست اين كارها را ترك كنند و چون نميخواست از پيش خود بچنين امرى دست بزند ، مقدونيها را جمع و با آنها مشورت كرد و مجلس مزبور مقرّر داشت ، كه اين كارها را ، از آنجا ، كه قابل اجرا نيست ، موقوف دارند . ديودور كارهاى مذكور را چنين شرح داده ( كتاب 18 ، بند 4 ) : 1 - هزار كشتى جنگى در فينيقيّه و سوريّه و كيليكيّه و قبرس براى جنگ با قرطاجنه و مردمانى ، كه در سواحل ليبيا و ايبرى ( اسپانياى كنونى ) و جاهاى ديگر تا جزيره سيسيل سكنى دارند ، بسازند و اين كشتىها بايد بزرگتر از ترى رم‌ها باشند . 2 - راهى در امتداد تمام سواحل ليبيا تا ستونهاى هرقل ( جبل طارق ) ساخته شود . 3 - شش معبد بزرگ ، كه هريك ميبايست به مبلغ هزار و پانصد تالان « 1 » تمام شود ، بنا كنند . 4 - بنادرى بسازند ، كه تمام سفاين نو را جا دهد و كارخانه كشتىسازى نيز بسازند . 5 - مهاجرين زياد باروپا برند و از اروپا بآسيا آرند و بين مردمان مختلف بوسيله زواج و كارهاى ديگر منافع مشترك ايجاد كنند . بالاخره او ميخواست براى پدرش فيليپ يادگارى بسازد بزرگتر از هرم‌هاى مصرى ،

--> ( 1 ) - نه ميليون فرنگ طلا به پول كنونى .